اقتصاد سرگردان در میانه جنگ و صلح آنی بازار: جنگ همه قواعد بازی را تغییر می دهد، صلح نیز فرصت ترمیم را فراهم می آورد اما اقتصاد ایران اینروزها جایی میان این دو ایستاده است؛ جایی که نه صدای بحران می آید و نه زندگی از حرکت ایستاده است. به گزارش آنی بازار به نقل از مهر، اقتصاد ایران طی دهه های اخیر، تجربه های گوناگونی از مواجهه با ریسک های سیستماتیک را پشت سر گذاشته است. در عین حال، رویدادهای در رابطه با درگیری نظامی اسفند ماه، فصلی تازه در مدیریت انتظارات اقتصادی باز کرد. اینروزها کشور در ابهام دو گانه «نه جنگ، نه صلح» به سر می برد و بدیهی است که این دوگانه چالش های منحصر به فردی را به وجود خواهد آورد.وقتی از «نه جنگ، نه صلح» سخن می گوییم، به وضعیتی اشاره داریم که در آن، چتر امنیت کامل و صلح پایدار برقرار نیست، اما اقتصاد هم از حرکت نایستاده. در این فضا، برعکس یک جنگ تمام عیار که کل منابع را بسیج می کند یا یک دوره ثبات که امکان برنامه ریزی طولانی مدت را فراهم می آورد، اقتصاد با پدیده نااطمینانی مواجه می شود. خاصیت این نااطمینانی آنست که بصورت مقطعی و با شدت بالا بروز می کند و سپس فروکش می کند. فعال اقتصادی نه می تواند آنرا نادیده بگیرد؛ چرا گه تکرارش محتمل است، نه می تواند بطور کامل از چرخه بیرون رود چونکه زندگی جریان دارد. این فضای منحصربه فرد، عقلانیت اقتصادی را به سمتی سوق می دهد که در ادبیات اقتصاد سیاسی، از آن بعنوان تاب آوری سخن می گویند.در این شرایط، سرمایه بطور غریزی از قسمتهایی که نقدشوندگی پایین و افق برگشت طولانی دارند، خارج می شوند. این یک پدیده بطورکامل منطقی و قابل مشاهده در تمام اقتصادهای درگیر با تنش های متناوب است. در چنین شرایطی با اهمیت ترین سوالی که پیش می آید این است که «سرمایه به کدام سو روانه می شود؟»در لحظات حاد، اولین مقصد برای سرمایه گذاری، بازارهایی مانند سکه بهار آزادی، طلای آب شده و ارزهای خارجی با قابلیت مبادله آسان است. جذابیت این بازارها نه فقط در افزایش قیمت، بلکه در امکان نقدشوندگی آنی نهفته است. فعال اقتصادی در اینجا به دنبال سفته بازی محض نیست، بلکه اولویت نخستش، حفظ قدرت خرید و قابلیت حمل و نقل آسان ثروت است. این یک رفتار عقلایی در رویارویی با ابهام های مقطعی است.با تداوم نسبی وضعیت حتی اگر شدت شوک ها کم شود، سرمایه به سوی دارایی های واقعی مصرفی مانند مسکن های به اصطلاح نقلی یا همان آپارتمان های کوچک متراژ و خودرو های پرتقاضا روانه می شود. تحلیل های اقتصاد رفتاری نشان داده است در این مرحله، افراد نه با هدف سرمایه گذاری، بلکه با انگیزه تبدیل پول به کالایی که در هر شرایطی ارزش مصرفی خودرا حفظ می نماید، عمل می کنند. این بخش از بازار، نقش انبار ارزش را برای طبقه متوسط ایفا می کند و چسبندگی خاصی به رکودهای مقطعی ندارد.در بدبینانه ترین شکل، سرمایه بزرگ و عمدتا غیرمولد، راه خروج از کشور را در پیش می گیرد. اما نکته تحلیلی مهم آنست که این مسیر برعکس تصور عمومی، خیلی پرهزینه و پرریسک است. در وضعیت نه جنگ، نه صلح، که مرزهای رسمی و غیررسمی به شدت تحت رصد هستند، هزینه جابجایی پول بیشتر می شود. این افزایش هزینه، خود به عاملی بازدارنده تبدیل می شود و خیلی از سرمایه ها را ملزم به ماندن و جستجوی راهی برای بقا در داخل می کند. در حقیقت، همین فضای ناامن پیرامونی، ناخواسته حصاری بوجود می آورد که می تواند منوط به هوشمندی سیاستگذار، به یک دژ تبدیل گردد.شاخص تشکیل سرمایه ثابت ناخالص، که نماینده سرمایه گذاری در ماشین آلات، ساختمان و تجهیزات مولد است، در چنین فضایی بطور طبیعی تحت فشار قرار می گیرد. اما کاهش این شاخص، پایان ماجرا نیست. تجربه اقتصاد ایران نشان داده است که نوع سرمایه گذاری تغییر می کند، نه لزوماً حجم آن و در فضای نه جنگ، نه صلح، شاهد انتقال سرمایه از پروژه های عظیم، طولانی مدت و وابسته به تامین مالی خارجی، به سوی سرمایه گذاری های خُرد، سریع بازده و مبتنی بر زنجیره های تامین داخلی هستیم. این یک تغییر ساختاری است که اگر به رسمیت شناخته شود، می تواند پایه های اقتصاد را مقاوم تر کند. به بیان دیگر، بجای راه اندازی یک کارخانه غول پیکر فولاد، امکان دارد صدها کارگاه کوچک قطعه سازی یا بسته بندی مواد غذایی شکل بگیرد. این واحدها به علت مقیاس کوچک، انعطاف پذیری بالایی در مقابل شوک ها دارند و می توانند نبض تولید را در بدترین شرایط هم زنده نگه دارند.از منظر اقتصاد کلان، تعمیق تولید داخلی و گسترش چتر اشتغال خُرد یک فرصت است. چالشی که باقی می ماند، نحوه اتصال این واحدهای کوچک به شبکه های صادراتی و تامین مالی پایدار می باشد که می تواند موضوع سیاست گذاری های دقیق باشد.پذیرش این پیش فرض که اقتصاد ایران تا آینده ای قابل پیشبینی با موج های متناوب نااطمینانی روبه روست، ما را به ضرورت راهبردی بازطراحی ابزارهای مالی برای دوران عدم قطعیت، می رساند.در نهایت، فضای نه جنگ، نه صلح یک آزمون بزرگ برای هوش جمعی اقتصاد ایران است. این وضعیت به ما نشان داده است که جریان سرمایه نه نابود می شود و نه لزوماً به دشمنی قسم خورده ضد تولید تبدیل می شود، بلکه به دنبال قالبی امن برای ماندن و رشد کردن می گردد. هنر سیاستگذار و تحلیلگر، شناخت این قالب های جدید و دفاع از آن هاست؛ قالب هایی که می توانند نااطمینانی را از یک تهدید همیشگی، به یک متغیر قابل مدیریت در معادلات اقتصادی تبدیل کنند.اقتصاد ایران در این برهه، نیازمند داستانهای جدیدی است که برمبنای واقعیت های میدانی، راه های خلاقانه خلق ثروت و حفظ سرمایه را شناسایی کنند. تمرکز صرف بر خروج سرمایه، تصویری ناقص از ماجراست. بخش مهم دیگر داستان، بقای مولد و انطباق هوشمندانه کنشگران اقتصادی ای است که یاد گرفته اند در کشاکش سکوت و صدا، مسیر خودرا بیابند. منبع: آنی بازار 1405/03/17 20:01:02 5.0 از 5 175 تگهای خبر: ابزار , ارز , ارزش , افزایش قیمت این مطلب آنی بازار را پسندیدید؟ (1) (0) تازه ترین مطالب مرتبط قیمت دلار، یورو و انواع ارزها امروز 16 مهر 1405 در زمان بازگشایی بازار گزارش بازار سرمایه امروز 13 مهر 1405 مدیریت هماهنگ مرزی آغاز شد اجرای پایلوت طرح در دوغارون راز چسبندگی انتظارات چرا مهار شتاب تورم در معیشت مردم حس نمی شود؟ نظرات بینندگان آنی بازار در مورد این مطلب نظر شما در مورد این مطلب آنی بازار نام: ایمیل: نظر: سوال: = ۲ بعلاوه ۱